ملا و شراب فروش نوشته ی پائولو کوئیلو

سرمایه داری در نزدیکی مسجد قلعه فتح الله کابل رستورانی ساخت که در آن موسیقی و رقص بود و برای مشتریان مشروب هم سرو می شد.
ملای مسجد هر روز در پایان موعظه دعا می کرد تا خدا صاحب رستوران را به قهر و غضب خود گرفتار کند و بلای آسمانی بر این رستوران نازل!.
یک ماه از فعالیت رستوران نگذشته بود که رعد و برق و توفان شدید شد و رستوران به خاکستر تبدیل گردید.
ملا روز بعد با غرور و افتخار نخست حمد خدا را بجا آورد و بعد خراب شدن آن خانه فساد را به مردم تبریک گفت و اضافه کرد: اگر مومن از ته دل از خداوند چیزی بخواهد، از درگاه خدا ناامید نمی شود.
اما خوشحالی مومنان و ملای مسجد دیری نپایید
صاحب رستوران به محکمه شکایت برد و از ملای مسجد خسارت خواست !
ملا و مومنان چنین ادعایی را نپذیرفتند !
قاضی دو طرف را به محکمه خواست و بعد از این که سخنان دو جانب دعوا را شنید، گلویی صاف کرد و گفت : نمی دانم چه بگویم ؟! سخن هر دو را شنیدم :
یک سو ملا و مومنانی هستند که به تاثیر دعا و ثنا ایمان ندارند !
وسوی دیگر مرد شراب فروشی که به تاثیر دعا ایمان دارد …!

"پائولو کوئیلو"

از وبلاگ :http://kaj.persianblog.ir

سیم خار دار ها پشت و رو ندارند

/ 5 نظر / 15 بازدید
امیر

دوست عزیزم سلام من هم مدت زیادی هست که از طریق بلاگم ، موسیقی رو به صورت رایگان درس میدم از اول اسفند ماه هم کلاس های جدید تئوری موسیقی با مراحل بسیار ساده و یادگیری آسان شروع میشه اگه دوست داشتی سریع بیا و به جمع ما بپیوند. منتظرم

امیر

دوست عزیزم تقریبا تمام هنرجوهای من صفر صفر هستند موفق باشین

ماری

سلام.خوشحال میشم لینکم کنید. [لبخند]

احسان

بسیار زیبا بود دوست عزیز[گل]