در دلم بود که بی دوست نباشم هرگز...

من استعداد عجیبی دارم توی تحمّل کردن، بلکه گرم گرفتن و رفاقت با کسانی که ازشون متنفّرم. نه که حال کنم ها، نه. دقیقاً متنفّرم! بودنشون حالمو بد میکنه. گشتن باهاشون انگار از عمرم کم میکنه. حرف زدنشون... بی سوادیشون... سطحی بودن و نفهمی و پر مدّعا بودنشون... خود بزرگ بینی و مزخرف گفتنای چرندشون حالمو به هم میزنه،

http://adel1982.persianblog.ir/

این یه تیکه از داستان دنباله داره عادل هست که عجیب در مورد من صدق می کنه نمیدونم چرا نمی تونم به دوستام بگم ازتون متنفرم نمیدونم چرا بهشون لبخند می زنم وقتی همشون فاقد وجهه خاصی از انسانیت هستند که توش دوستی برای دوستیه نه برای بند کیف و ماشین و پسر و عرق و ورق بین دوستام از مذهبی هاشون متنفرترم چون دنبال همه ی چیزهایی که گفتم هستن با ادای اضافه

بعضی وقتا فکر می کنم شاید من که ادای دوستی باهاشون رو در میارم از همشون پست ترم؟؟؟؟

 

/ 4 نظر / 8 بازدید
عادل

درک میکنم چون اینها حرف دل خودم بود

عادل

درود دوستان پیشنهاد میکنم برای حمایت از جزایر سگانه و خلیج همیشه فارس کاریکاتور بعد نوشت پست آخر وبلاگم رو توی وبلاگهاتون قرار بدید. پاینده ایران و ایرانی.

احسان

آخه اینطوری که سخته...دوست باید یاد آور چیزای خوب باشه...از من میشنوی با کسایی دوستی کن که واقعا دوسون داری.این زندگی غیر همین روابط چیز درخور دیگه ای نداره. شاد باشی عزیز[گل]

مهسا

سلام،چرا کاریو انجام میدین که بهش اعتقاد ندارین؟من فکر می کنم اگه دور اینطور آدما خالی بمونه شاید متوجه رفتارشون بشن... من با این کار خیلی تنها می مونم اما خوشحالم که همیشه روراستم وهیچ وقت لبخند الکی به کارای زشت دیگران نمی زنم...