شهر شب
خانه ما قلب کسانی است که دوستمان دارن با تعصب خانه هایمان را ویران نکنیم.
صفحات وبلاگ
آرشیو وبلاگ
نویسنده: ر.کاوه - ۱۳٩٠/٢/۳٠

میدان قدس

" بجا بود اگه میدان ، عطار ، منطق الطیر ، هفت شهر عشق یا هر نامی به یاد عطار شاعر بزرگ خراسانی داشت "

.

.

.

 

نام او سیمرغ سلطان طیور                  او به ما نزدیک و ما زو دور دور

 

 (منطق الطیر عطار نیشابوری )

روزی روزگاری ٬ مرغان جهان گرد هم آمدند و گفتند ٬هر شهری را شهریاری است ٬شهریار ما چه کسی است؟

هد هد که از بد ونیک آگاه بود گفت: ما هم شهریاری داریم که پاک ترین پاکان است . نام او سیمرغ است و پشت کوه قاف زندگی می کند . او به ما نزدیک است و ما از او دور هستیم . اگر مرد راه هستید به سوی او رویم .

شوق دیدن سیمرغ در جان مرغان افتاد٬ اما راه دور بود و کسی باید آنها را هدایت می کرد.

مرغان با هم گفت وگو کردند و بالاخره هدهد را که از نیک وبد روزگار آگاه بود٬ راهبر خود انتخاب کردند .

سفر آغاز شد٬ اما راه دور بود و سخت . هریک از مرغان تا جایی که توانایی داشتند٬ رفتند . عاقبت سی مرغ به کوه قاف رسیدند. آن سی مرغ ٬ مرغانی بودند که سختی ها را تحمل کرده بودند و از همه ی ناراستی ها پاک شده بودند . سی  مرغ چون نگاه کردند ٬ پشت کوه قاف پرنده ای دیدند شبیه خودشان . انگار تصویر خود  را در آینه می دیدند . آن سیمرغ ٬  تصویر این سی مرغ بود. چون پرسیدند ٬ جواب گرفتند ٬ هر کس به اینجا رسد ٬ هر کس وجودش چون وجود او پاک شود ٬تصویر خود را در وجود او می بیند و آن سی مرغ و این سیمرغ ٬ یکی شود

ر.کاوه
درود! خوش اومدین اگه مطلبی واستون جالب بود توی قسمت نظرات بنویسید تا روی اون موضوع بیشتر کار بشه
کدهای اضافی کاربر :


شقیقه در دقیقه